شهادت اميرالمومنين علي (ع)

Sample Image

  

فلك با اين نوا اندر نوا شد

اميرالمومنين فرقش دو تا شد

فتاده غرقه اندر خون به محراب

كسي از ياري او دين به پا شد

چنان زد ابن ملجم تيغ كين را

كه قطع فيض از خلق خدا شد

چو جبريل امين آن ناله سر داد

فغان و ضجه تا عرش علا شد

حسن با زاري آمد سوي مسجد

بديد او را و آهش بر سما شد

حسينش چون نظر افتاد بر او

بزد آهي كه مسجد پر عزا شد

دل زينب به غم چون ام كلثوم

چو ناگه با خبر زان ماجرا شد

پدر ديدند روي و موي ، پر خون

ز پا افتاده آن قد رسا شد

چنان تيغ ستمگر كارگر شد

كه جان پاكش از پيكرجدا شد

هزار افسوس كان مرآت يزدان

برفت و ملك ايمان بي صفا شد

بشد سوي جنان با سرفرازي

شتابان جانب قرب خدا شد

ولي صوت عدالت گشت خاموش

سيه، روز ضعيف و بينوا شد

يتيمان را پدر از دستشان رفت

كه جز او فكر مسكين و گدا شد

كجا بهر ضعيف و مستمندي

پناهي همچو شاه اوليا شد

(علي صافي گلپايگاني)

به سوگ حضرتش نوحه سرا شد

 
حضرت آيت‌الله العظمی علي صافي رضوان الله
    Active Image   
  
  Active Image  
 
سروده حضرت آيت الله العظمي علي صافي رضوان الله تعالي عليه در مدح حجت بن الحسن (ع)

      

در فراقت اي دلدار، مي سوزم و مي سازم

گرچه بس بود دشوار ، مي سوزم و مي سازم

دوري  جمال تو كرده سخت بيمارم

با همين تن بيمار ، مي سوزم و مي سازم

دوستان تو باشند پيش دشمنان مقهور

با جفاي اين اشرار ، مي سوزم و مي سازم

رحمي از كرم فرما بر دوچشم گريانم

بين به ديده خونبار ، مي سوزم و مي سازم

خواب و خور حرامم گشت در شب فراق تو

من بياد تو بيدار ، مي سوزم و مي سازم

هر بلا رسد بر من ات تو بر ندارم دست

تا رسد گه ديدار ، مي سوزم و مي سازم

ثابتم (علي) ثابت در طريق عشق او

تا رسم به وصل يار ، مي سوزم و مي سازم

 

 سروده حضرت آيت الله العظمي علي صافي رضوان الله تعالي عليه  در مدح حجت بن الحسن  (ع)

 

 

يار من ار برافكند از رخ خود حجاب را

محو كند فروغ او طلعت آفتاب را

تا كه فتاده بر سرم عشق نگار نازنين

برده خيال او ز من يكسره خورد و خواب را

لعل گهر فشان او كرده مرا اسير خود

نرگس مست او ز من برده  توان و تاب را

من نه همي ز باده عشق تو مست گشته ام

مست شود چو من خورد هر كسي اين شراب را

خانه توست اين دل و سوخت ز هجر روي تو

مي نپسند بيش از اين خسته دل خراب را

روي نما و كن دگر اين شب هجر را سحر

طاقت و صبر بيش از اين نيست دل كباب را

سرو قدا ز دوريت گشته (علي) قرين غم

روي به او نما و كن ، دور ز رخ حجاب را

 

 

 
سروده حضرت آيت الله العظمي علي صافي رضوان الله در نيمه شعبان
 

امروز روز نيمه شعبان است

مولود شاه كشور امكان است

امروز پا نهاد به اين عالم

شاهي كه آخرين امامان است

از صلب عسكري رحم نرجس

آمد كسي كه حجت يزدان است

شاهي كه پرتوي از جمال او

ماه منير و مهر فروزان است

شاهي كه اجر و مزد ولاي او

حور و قصور و جنت و رضوان است

هر كس كه سر ز خدمت او پيچيد

او را مقام ، دوزخ و نيران است

روزي كه او ز پرده برون آيد

روز خدا و دولت قرآن است

آ روز روز عدل و مساوات است

روز زوال فتنه و طغيان است

آن روز روز عاطفه و مهر است

روز فناي كينه و عدوان است

رايات كفر و شرك نگون گردد

در اهتزاز پرچم ايمان است

در انتظار روز ظهور او

تنها نه شيعه و نه مسلمان است

هر كس به دين و مسلك آييني

در انتظار آن شه خوبان است

اي عدل حق بيا و ببين انسان

از شر ظلم خسته و نالان است

حيوان صفت فتاده به جان هم

چيزي كه نيست سيرت انسان است

بنگر كه رفته دين خدا از دست

اسمي فقط ز دين و ز ايمان است

در اجتماع ما خبر از حق نيست

هر جا كه هست طاعت شيطان است

زن پاره كرده پرده عفت را

غيرت دگر نه در سر مردان است

در دختران و در پسران ما

تنها هواي شهوت و عصيان است

محصول كوشش بشر امروز

جنگ و جدال و نكبت و خذلان است

در زير يوغ و پنجه استعمار

فرسوده جسم و جان ضعيفان است

افتاده كار در كف نااهلان

گرگ است هر كه بر گله چوپان است

تو بهتر از علي خودت آگاهي

حاجت كجا به شرح و به عنوان است

لطفي نما و پرده ز رخ بردار

بنگر به جمع ما كه پريشان است

 
حضرت آیت الله العظمی علی صافی رضوان الله تعالی علیه
 
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 5 از 6
 

آلبوم تصاویر

20100106_2028824538_502748_orig.jpg

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

حدیث روز

  امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام : لا عِزَّ أعَزُّ مِنَ التَّقوى  هيچ عزّتى بالاتر از تقوا نيست نهج البلاغة : الحكمة 371

 

حاضرین در سایت

لینک Rss مطالب